العلامة المجلسي

1132

حياة القلوب ( فارسي )

به همه حال سببش را بگو كه چرا أو را دوست نمىدارى ؟ عرض كرد : رويش كهنه شده است وطراوتى ندارد بىآنكه پير شده باشد ! حضرت عيسى عليه السّلام به آن زن فرمود : مىخواهى طراوت روى تو برگردد ؟ عرض كرد : بلى . فرمود : چون چيزى خورى كمتر از قدر سيرى بخور ، زيرا كه طعام كه در سينه بسيار شد مىجوشد ورو را كهنه مىكند . پس زن به فرمودهء آن حضرت عمل كرد وطراوتش عود كرد ومحبوب شوهرش گرديد « 1 » . پس آن حضرت به شهر ديگر رسيد ، شكايت كردند أهل آن شهر كه : در ميوه‌هاى ما كرم بهم رسيده است وفاسد مىكند ميوه‌هاى ما را . فرمود : سببش آن است كه چون درخت را مىكاريد أول خاك مىريزيد بعد از آن آب مىدهيد ، مىبايد أول آب را به ريشهء درخت بريزيد وبعد از آن خاك . چون چنين كردند كرم از ميوه‌هاى ايشان بر طرف شد « 2 » . پس از آنجا گذشت ووارد شهر ديگر شد ، ديد روهاى أهل آن شهر زرد است وچشمهاى ايشان كبود است ، چون از اين حال به آن حضرت شكايت كردند فرمود : سبب اين علتهاى شما آن است كه گوشت را ناشسته مىپزيد ومىخوريد ، وهيچ جانورى روحش از بدن مفارقت نمىكند مگر كه جنابتى در آن بهم رسد وتا نشويند آن را جنابت از آن بر طرف نمىشود . پس بعد از آن گوشت را شستند ومرضهاى ايشان به صحت مبدّل شد . پس از آنجا گذشت ووارد شهر ديگرى شد كه دندانهاى ايشان ريخته بود وروهاى ايشان باد كرده بود ، چون شكايت اين حال به آن حضرت كردند فرمود : چون مىخوابيد دهانهاى خود را بر هم مىگذاريد ، پس باد در سينهء شما مىجوشد تا به دهان شما مىرسد ، چون راه خروج ندارد بيخ دندانها را فاسد مىكند وروهاى شما را متغير مىگرداند . چون عادت كردند بر اينكه در وقت خوابيدن دهانها را بگشايند ، حال ايشان به صلاح آمد « 3 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : روزى حضرت عيسى عليه السّلام در سياحت خود به شهري رسيد كه اهلش مرده بودند واستخوانهاى ايشان در خانه‌ها وبر

--> ( 1 ) . علل الشرايع 497 ؛ قصص الأنبياء راوندى 273 . ( 2 ) . علل الشرايع 574 ؛ قصص الأنبياء راوندى 273 . ( 3 ) . علل الشرايع 575 ؛ قصص الأنبياء راوندى 274 .